خرید بک لینک
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 22:47

eetk_1331.jpg

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 22:22

سلام برنامه امروز ماه عسل رو دیدید؟ زندانیانی مهمونشون بودن که محکومیت مالی داشتن و واقعا بدهی انچنانی هم نداشتن!!! در کمال ناباوری همشون امروز بدهیهاشون توسط مردم صاف شد دلم لرزید یهو... موقع یه دور تسبیح صلوات فرستادنم که به نیت مشکل گشایی همه بود, گفتم خدایا لطفا برای من هم بخواه + اخرین شب قدر ا

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 20:38

هفته پیش پنجشنبه واسه اولین بار به خالم پیام دادم که دلم برا مامانم خیلی تنگ شده و این بغض لعنتی هیچ جوری ترکیده نمیشد و بهش گفتم اگه مامان بود این همه مشکل تو خونمون نبود و تحمل خیلی چیزها راحتتر می بود جوابم را که داد؛ حرفایی زد که همش از سر دلتنگی اونم بود... با حرفاش بغضم ترکید و یک دفعه صدام بل

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 16:16

دلم تنگه عشق و شادیه


دلم خواب ابدی میخواد


کلافه ام

دلم تنگ شده برای اظهار دوست داشتن های نامزد

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 16:16

این ایام ماه رمضونی، افطار و سحرِگاه و بی گاهم، غذای ظهر خواهر پز بود( بچه ها من خیلی خجالت میکشم که باید دستپخت خواهرم رو بخورم!!! حس بدی بهم دست میده و ناراحتم میکنه این قضیه) دو روزی بود دلم سوپ ورمیشل میخواست و حالش رو نمیکردم و بالاخره همین نیم ساعت پیش عزمم را جزم کردم ... هر چند واسه افطارم

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 16:16

کسی شال و روسری در رنگای مختلف و شاد نمیخواد، به کمترین قیمت میفروشم

اخه اون یکماه چقدر بوده که من رفتم کلی شال و روسری خریدم که بذارم جهیزیه ام و حالا هی نگاه کنم و اه از نهادم بلند شه، هاااان؟ الحمداله جاییم ندارم که بپوشم.. اگرم بخوام بپوشم خب لباس سرش ندارم که ست بکنم!!!

خدایا دلت اومد؟؟ 

خدایا یه لطفی مرحمت بفرما

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 8:06

دوست دارم روزی عشق را تجربه کنم و این کتاب را بخونم

یک لیوان کاپوچینو بدست و با یک اسلایس کیک میوه ای و نگاه به حیاط پر از مهر و صفای خونه ام و این کتاب روح و جانم را بیش از پیش نوازش کند اون وسط مسطا هم دو تا وروجک دوست داشتنی قل بخورن

هی بخونم و هی پرتر بشم از عشق

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 8:06

یکی از برنامه های تلویزیون اشکم را در اورد.. هروقت اسم امام رضا را میشنوم اشکام بی اختیار گونه هام را خیس میکنه... از امام رضا طبق روال این سه ساله حاجتمو خواستم که بهم همین امسال یه خوب خوبشو بده که با هم بریم پابوسش... پنج سالهنرفتم مشهد هر چند اخرین مشهد دلچسبم سال۸۹ بود

خدایا به فریاد دلمون برس... خیلی غمگینم

خدایا به جان عزیزانت به دادمون برس

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 11:26

سه چهار روز پیش خیلی خوابم میومد و ساعت۹/۵ شب رفتم تو رختخواب... خواهرام تو اتاق مشغول حرف بودن و بابام تو سالن تنها نشسته بود... به خواهرا پیام دادم که من میخام بخوابم شما بیایید پیش بابا، تنها نشینه اقاااا اینا بگم و هر دوشون بگن برو اخلاق خودت را درست کن و دلسوز نمیخاد بشی منم گفتم خودتون را زدید

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 11:26

خوشحالم ازینکه نمیخام فردا برم سرکار.. خونه هر چیم باشه بهتر از سرکاره..

یه پست باید بذارم از یکسال شاغل شدنم

برچسب: نویسنده: مهتاب جعفری تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 11:26

صفحه بندی